۱۸ مرداد ۱۳۸۵

ایران ما



مرشد ومارگریتا

۴ نظر:

اصغر آقا كاميوني گفت...

سابوليكم
ما تبريك جات ميگيم خيدمت روفقا و البت شوما كه واس ما از همه اول تري .
اصغرت زده تو خط و خيط آپ كردن . يه نمه به روزه و چش انتظار روفقاي بامرام .
مرامتو عقشه لوتي ....
خاكي معرفتت اصغر

پروانه گفت...

http://www.hayateno.org/Detail.aspx?cid=62832&catid=529
مطلب امروز فواد خاک تژاد در حیات نو

Fridoun گفت...

در بلاگ مرشد و مارگریتا دنبل داستان مارگریتا و استاد می گشتم که بعد چندی گشت و گذار درین بلاگ متوجه شدم که بلاگ نویس مربوطه نام بلاگش را از این داستان عاریت گرفته و به کندی ذهن خود بسی خندیدم. و بقیه قضایا هم که درد دلی است که همه با آن روبرو هستیم به امید روزگاری شاد و پر مهر و آزاد

پروانه گفت...

فریدون گرام شما از دوستان اندیشمند این وبلاگ هستید .آقای فواد خاک نژاد
همانند نام وبلاگشان ،جوان متفکر قابل مطالعه ای هستند .
واز دوستان و همراهان آقای صف سری می باشند
.

.
از توجه شما تشکر می کنم