۱۰ فروردین ۱۳۸۶

زاگرس

کهکیلویه و بویر احمد - فروردین 86
عکس از سالار
سعید:فردوسی بزرگ وقتی بیت های زیر را می سروده، شایدچنین منظره با شکوهی را در مقابل خود داشته است
چو دریا و چون کوه وچون دشت و راغ
زمــــــــــین شد به کردار روشن چراغ
ببالــــــــــــــید کوه آبـها بر دمیـــــــــد
سر رستنی ســــــــــــــــــوی بالا کشید

۵ نظر:

علی گفت...

چقدر این عکس زیبا ، وهم انگیز ، و سرشار از زندگی است. چقدر دلم می خواهد در آن خانه های گلی آن حاشیه زندگی کنم با جماعتی دوست.

پروانه گفت...

علی گرامی
با خواندن پیامت برای خودم خیال کردم که صدای آوازهای دلنشینت در آنجا چه لذتی دارد
.
افسوس که واقعیت زندگی چیز دیگریست
...
دوستان گرام
کامنت قبلی از استاد علی
http://www.songsdaily.com/blogs/songsdaily/
است

سعید گفت...

با سلام

فردوسی بزرگ وقتی بیت های زیر را می سروده، شاید
چنین منظره با شکوهی را در مقابل خود داشته است


چو دریا و چون کوه و چون دشت و راغ
زمین شد به کردار روشن چراغ

ببالید کوه آبها بر دمید
سر رستنی سوی بالا کشید

رستنی= روییدنی ،گیاه
فرهنگ عمید

پروانه گفت...

سعید گرامی
خوشحالم که شرایط محیطی آنجا را در این عکس احساس نمودی
در اینجا باد شدیدی می وزید یکی از اهالی می گفت . باد از شب گذشته شروع به وزیدن نموده و این باد نوید بهار را می دهد . با خودش برکت می آورد و اهالی برای آن نماز شکر می خوانند
باد دلپذیری بهاری داشت
کوه آن پشت باید دنا باشد

passion گفت...

سلام
دست " سالار " درد نكند . اين جا ( اين عكس ) چه بويي دارد و چه هوايي.