۲۴ فروردین ۱۳۸۶

هست شب

عکس از سالار

هست شب
یک شبِ دم کرده و خاک
.رنگِ رخ باخته است
باد، نو باوه ی ابر، از بَرٍِ کوه
.سویٍ من تاخته است
،هست شب
همچو ورم کرده تنی
گرم در استاده هوا
هم ازین روست
. نمی بیند اگر گمشده ای راهش را
.
با تن اش، گرم بیابان ِ دراز
مرده را ماند در گورَش تنگ
به دل ِ سوخته ی من مانَد
به تَنم خسته که می سوزد از هیبت ِ تب
هست شب
آری، شب
.
نیما
1334

۱۷ نظر:

سياوش گفت...

آري شب؟

passion گفت...

salam
hargez nemitavanam ba shebhe ashaare jenab " nima " ertebat bargharar konam .
**
amma:
bale! . shab ast. bad jori shab ast.

**
droud

پروانه گفت...

Passion
گرامی
ابتدا بگویم از اینکه در وبلاگ ها حضور داری بسیار خوشحالم و قبل از شعر و ادبیات و اجتماع و فلسفه تندرستی و شادی ات برایم از همه بیشتر ارزش دارد
به علت مشکل فیزیکی که برایم پیش آمده و قادر به نشستن به مدت طولانی پشت کامپیوتر نیستم در چند کامنت در زمان های متفاوت در مورد این شعر و نیما بحث می کنیم

سارتر می گوید

اثر هنری وجود ندارد مگر به آن نگریسته شود

passion گفت...

salam parvane aziz
dar mored vaziate jesmi be vojod amade ; besiar motasefam .
khabare badi boud . besiar bad.
***
dar mored nima / bale ! hatmam .
***
sarter ba in jomle hojjat ra tamam kard ! . chera ke ; behtarin va asan tarin tojih ; dar babe "honar negariye" bi honarsi !
***
az comment shoma dar passion mamnoon va az tavajjohe dirine va hamishegi shoma . 21 april ba matlabe jadidi be roozam va montazer.

payande vatan . sarfaraaaz irani

سعیدسعیدی گفت...

سلام خانم اسماعیل زاده عزیز درود بر جنبش زتان که به تنهایی میرن خرید بوفه به این میگم جنبش زنان نه اونهایی که میرن پلاکادر دست میگیرند

پروانه گفت...

نیما به دلیل قرار داشتن در جریانات سیاسی و اجتماعی سال های کودتای 28 مرداد 32در مو قعیت ویژه ای قرار داشته است.او در مدرسه سن لویی تحصیل می گرد و از این طریق با تحولات ادبی روز جهان آشنا بود این شرایط او را به سمت فعالیت های سیاسی و اجتماعی سوق داد .
اما بنا به دلایلی که شاید ناپدید شدن همیشگی برادر مبارزش از مهمترین آن ها بوده دست از فعالیت های سیاسی برداشت و به انقلاب بزرگ ادبی خود پرداخت
طبیعی است بارهای انسانی و اجتماعی و سیاسی در آثار چنین شاعری دیده شود

پروانه گفت...


وصف کردن و با آن وسیع ارتباط داشتن ،یک وسیله دارد و آن سمبل های شماست. سمبل ها شعر را عمیق می کنند ،دامنه می دهند، اعتبار می دهند وقار می دهند و خواننده خود را در برابر عظمتی می یابد



نیما

Parastu گفت...

ترا من چشم در راهم
ترا من چشم در راهم شباهنگام
که می گیرند در شاخ " تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
ترا من چشم در راهم.

شباهنگام.در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
ترا من چشم در راهم.
نيما يوشيج

زمستان1336

Fridoun گفت...

let's listen to this song
By N. Sinatra

http://www.youtube.com/watch?v=29vLdTqZ7IY


was five and he was six
We rode on horses made of sticks
He wore black and I wore white
He would always win the fight

Bang bang, he shot me down
Bang bang, I hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, my baby shot me down.

Seasons came and changed the time
When I grew up, I called him mine
He would always laugh and say
"Remember when we used to play?"

Bang bang, I shot you down
Bang bang, you hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, I used to shoot you down.

Music played, and people sang
Just for me, the church bells rang.

Now he's gone, I don't know why
And till this day, sometimes I cry
He didn't even say goodbye
He didn't take the time to lie.

Bang bang, he shot me down
Bang bang, I hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, my baby shot me down...

John Heavenyard گفت...

عکس از هم مال یوش است یا نه؟

پروانه گفت...

پاسخ به
john heavenyard
کرامی
یوش در مازندران قرار دارد خانه های آنجا باید سقف شیروانی یا سفالی داشته باشند
..
این عکس در استان کهگیلویه و بویر احمد کرفته شده است
همانطور که در عکس دیده می شود خانه ها گلی هستند .این روستای کوچک در یک منطقه کوهستانی واقع است که در یک پیچ تند جاده دیده شد
در اطراف آن چند قطعه زمین کشاورزی بود و حتما پرورش گوسفند هم داشتند
در آن هوای گرگ و میش وسکوت کوهستان و سو سوی تک چراغ هر خانه به این می اندیشیدی که ....ا

سعیدسعیدی گفت...

سلام خانم اسماعیل زاده عزیز ممنون من هر وقت به وبلاگم سری میزنم فقط شرمنده شما میشم بابات اون میل هم که به خاطر من ارسال کردید خیلی متشکرم به امید خشک ماندن همیشگی سد سیوند
جیوا

رامین چمن گفت...

سلام پروانه ی عزیز...
............................
وقتی بزرگ شاعر سرزمین عزیز من ایران..یعنی احمد شاملو از ری را..ی نیما..سخن می گوید...و عاشقانه این شعر را دوست می دارد..با این پست قشنگی که تو نوشتی..به نظر تنها کامنتی که باید بنویسم.....ری را ست...
..............................
ری را
صدا می آید امشب
از پشت کاچ که بند آب
برق سیاه تابش تصویری از خراب
در چشم می کشاند
گویا کسی ست که می خواند
اما صدای آدمی این نیست
با نظم هوش ربائی من
آوازهای آدمیان را شنیده ام
در گردش شبانی سنگین
ز اندوه های من
سنگین تر
و آوازهای آدمیان را یکسر
من دارم از بر
یک شب از قایق دل تنگ
خواندند آن چنان
که من هنوز هیبت دریا را
در خواب
می بینم
........
ری را
ری را
ری را
دارد هوا که بخوابد
درین شب سیا
او نیست با خودش
او رفته با صدایش اما
خواندن نمی تواند
.........
1331

passion گفت...

salam parvane khanom . omidvaram ke
behtar shode bashid

ram

پروانه گفت...

رامین گرامی
Passion
وقتی به وبلاگت رفتم و ترجمه های جدیدت را پس از مدتها دیدم بسیار خوشحال شدم
ابتدا به دلیل اینکه دل نوشتن را دوباره به دست آوردی
سپس اینکه با شاعری جدید آشنا شدم
باید در وبگردیهایم در مورد این شاعر بیشتر بخوانم و با دست پر دوباره به وبلاگت برگردم
اگر خودت هم لینک هایی را می شناسی کمک کنی ممنون می شوم
...
از احوالپرسی ات سپاسگزارم
خوشبختانهرو به بهبودی می روم ولی همچنان در منزل و در استراحت مطلق به سر می برم

passion گفت...

salam parvane aziz.
barwasser dar alman montaghes va shaer shenakhte shode ee ast.
aksare links be zabane german mibashad. ( agar dar "googel.de" search konid . aksae mataleb ba moton jermanist.

dar nashriat boroon marz va daroon marz farsi; hich nam o neshani az vey nist .
tanha link moarefi mokhtaser shaer
dar weblog man ast. va haman matlab tarjome man az vey ke dar mahname mandegar be chap reside.
dar mored " barwasser " dar forast haye badi chiz haei khaham nevesht.

****
yade yeki az jomalate ( k.barwasser ) mioftam ke migoft : (( sodagsri adabi; aberooye nevisandegane emruoz ra borde!)).

****
shaksiate ajibi darad va tanha.
***
gozide ee az asare montasher shode ash ra ; dar weblogaAM ezafe karde am .

omidvaram behtar shavid.

حامد گفت...

هست شب آري شب!
اين شعر را استاد شجريان در آلبوم قاصدك تا حد غير قابل تحملي اعتلا مي بخشد.
واقعا غير قابل وصف است!