۹ آذر ۱۳۸۵

پیام مهر خرقانی


آواز پیام مهر را از سایت آوازهای روزانه گوش کنید

۱۹ نظر:

Fridoun گفت...

It is really nice to know that one is under no pressure as regards to what she/he wants to believe in.

بامداد پگاه گفت...

والا دروغ چرا ؟ - تا قبر آ، آ ، آ، آ
ما تا خودمان سر سفره این ابوالحسن خان ننشسته باشیم و از آن نان هایی که می گوید دو سه لقمه ای نخورده باشیم، این حرفها را باور نمی کنیم. ما از این خالی بندی ها آنقدر شنیده و خوانده ایم بابام جان که دیگر این رقم حرفها توی کتمان نمی رود.واسه مان هم هیچ فرقی نمی کند که سایز عارفش لارژ باشد و یا مدیوم، به این راحتی ها گول نمی خوریم

سعید سعیدی گفت...

ور اگر کسی بر خوان ما فرود آید آنقدر بر او چوب زنیم که دیگر بار بر این خوان هیچ میل آمدن نداشته باشد
متن زیبا تون رو برای پدر خوندم اونم این جمله رو گفت باید ببخشید

بامداد پگاه گفت...

نام دو اثر مشهور شیخ ابوالحسن خرقانی به شرح زیر به اطلاع علاقه مندان می رسد

یک - رسالةالخائف الهائم من لومة اللائم

دو - فواتح الجمال و غير اينها

منبع
http://www.farhangsara.com/ferfaniran_kharqani.htm

فیروز گفت...

جناب سعیدی
بله موافقم
:الان سی سالی می شود که

چنان قحط سالی شد اندر دمشق
که یاران فراموش کردند عشق

arezoo گفت...

پروانه عزیز خوش آمدی و علیک سلام
کاش اینجا هم کنار خیابانش سی دی یافت میشد!! کتابش را هم سفارش میدهم ..مامان گلم قرار است بیاید به همین زودی ها...ممنون از راهنماییت

و

پیام مهرت را خواندم.عرفان یعنی همان که گفته...بی ربط به اعتقاد دینی..یعنی احترام به انسان و انسانیت..

علی گفت...

پروانه نازنین،
پیام مهرت چنان بر دل نشست که بی درنگ به آوازی تبدیل شد در ماهور ، که به محض رفع سرماخوردگی خواهم خواند.

درود بر تو

پروانه گفت...

با سلام خدمت دوستان داخل کشور
امروز می بینم که سایت عکسهای بلاگر مشمول تیغ فیلتر شده است

باید با فیلتر شکن عکسها رادید!!!!ا
باید کمی صبر کنم تا چاره ای پیدا شود

پروانه گفت...

تا آواز «پیام مهر»با صدای دلنشین استاد علی گرامی صبر می کنم
http://www.songsdaily.com/blogs/songsdaily/

ناشناس گفت...

سلام
ابوالحسن خرقانی یعنی اینکه چگونه می توان ایرانی بود همینطور متجاوز خودکامه و فراموشکار نبود
سندباد

مريم گفت...

سلام خاله جان. سراغ نن جون را گرفته بودي. سپاس. پيام مهرت زيبا بود اگرچه هر جاني جان نيست و هر ناني نان نيست! ابولحسن خان خرقاني سفره نان گندمت را بگشاي كه نن جون/جان/بي جان را نان جوين خوش نيايد حتي زماني كه ژنتيكي آن را طلب مي كند. خاله جان. اين كامنت را دوباره نوشت نن جان به سبب ارادت و تشكر از شما.

پروانه گفت...

سلام مریم عزیز
من و تو هر دو ننه ی بچه هامونیم

هر کس در این وبلاگ درآید
از ایمانش مپرسم

فیلم پیکاسو رو از کجا میشه تهیه کرد

ارادت دارم

فهرست وب ایرانی: نمابه ها گفت...

فهرست وب ایرانی : نمابه ها
یکشنبه 12/9/1385
http://www.cyrusnews.com/news/digaran/?limit=100
وبنمایی
مستقل / اتوماتیک / بدون سانسور
که
"موظف" نیست
المثنی برابر اصل پایگاههای دسته جمعی "سیاسی /عبادی" را ارائه کند،
که به "صحنه" اینترنت روانه شده اند،
تا با تکرار پر اصرار مکررات به ظاهر جدا از هم،
برای هم و برای وبنماهای حکومتی "الهام غیبی"
بفرستند؛ با این دو در دو تا خداد تای انکار ناپذیر
که در حواشی این زد و بندها و بده و بستان های مثلا "اصلاحاتی" دسته
جمعیشان
وبلاگهای مستقل (هم)
"معرفی"
میشوند:
به عنوان
سر و صدای "ارکستر"
در خدمت "ویلون اول" و خوانندگان آواز باباکرم آخوندی و اصلاحات آخوندی
............................
فهرست وب ایرانی (نمایه ها) یکشنبه، ۱۲ آذرماه

ّفریدون گفت...

نامه ای به خدا
نامه ای به خدا

یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نا مه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا !


با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه این طور نوشته شده بود :

خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام. اما بدون آن پول چیزی نمی‌توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن.....

کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند...

همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.

عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت. تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا !

همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:
خدای عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم . با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی...

البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند ...!!!



یادمون باشه وقتی خواستیم به کسی کمک کنیم تمام و کمال کمک کنیم چون ممکنه مورد تهمت قرار بگیریم
---------------
----------------
نام نویسنده اش را نمیدانم
فریدون

نن جون گفت...

سلام پروانه جان، سي دي رو هر وقت بفرمايي تقديمت مي كنم.

پروانه گفت...

مریم عزیز از محبتت تشکر می کنم
بزودی مزاحمت خواهم شد
به عزیزانت سلام مرا برسان

پروانه گفت...

دوستان عزیز داخل کشور که قادر به دیدن عکسها نیستند می توانند از فیلتر شکنی که در لینکها موجود است استفاد نمایند.
تا ببنم چه می توان کرد.
احتمالا باید اشتباها فیلتر شده باشد

passion گفت...

صميمانه ترين شاد باش هاي من ، تقديم به بانو پروانه گرامي. تلخي اين ايام با شيريني هيچ كار ويا نوشتن و آرامشي، فراموش نمي شود.آنقدر در ميان گرداب تنش فرومانده ام، كه هيچ حدي بر آن متصور نيست!. در سوگ بودن دردي ست اما در سوگ عزيزان نشستن، حتي تحمل آدمي را ياراي تحمل نيست!. چه باك!هميشه اين گونه است كه اتفاق مي افتد و راه گريزي نيست بانو.

از تسليت تسلّي بخشت بسيار سپاسگزارم

********


اگر شيخ ابوالحسن خرقاني را ياراي بودن و عمري ابدي بود.در اين برهه زماني ،اين شعرو پيام مهر گونه اش را
زين پس ،به باد خنده و انكار مي گرفت

باور نمي كني بانو؟!ه

******

!نه پروانه عزيز
مسدود نمودن سايت تصاوير بلاگر بسيار هوشمندانه و هدفمند بوده و هيچ اشتباهي رخ نداده است.

******

نن جون گفت...

سلام نن جان. ما را به كامنت مبتلا كردي تصدقت گردم. و به قول عين القضات.."ترس است از مكر سرنوشت!" بر پيام مهرت مستقر شدي..از جنس تامل و يا از جنس.."ياد من باشد تنها هستم؟"
آبجي جان اگر نمي گيري كه هيچ..اما اگر مي گيري..سخت...نگير! يا علي.